اعتماد :

روزها یکی پس از دیگری به پایان می رسند

و در پی روزها عمر من

خسته نباشی سرنوشت

می بینی

دست در دستان تو

تمام راه را بیراهه رفتم

شنیدم کسی می گفت

چشمانت را ببند 

اعتماد کن

به قیمت تمام روزهای رفته

چشم هایم را بستم 

اعتماد کردم

بهای سنگینی داشت اعتماد

چشمانم را باز کردم

چیزی به نام عشق 

در راه هم پا شدن با تو 

به تاراج رفته بود 

/ 33 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سايه

عشق یعنی چشمها هم در رکوع شرمگین از نام ستار العیوب عشق یعنی سر سجود و دل سجود ذکر یا رب یا رب از عمق وجود . . . [گل][گل][گل][گل][گل]

ستاره

کاش انسانها میدانستند که : مهم تر از شکستن دل ، اعتمادی است که تخریب میشود و دیگر هیچگاه بنا نمی شود ...[گل]

هزاران گنج

ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد طالع نامور و دولت مادرزادت حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت [گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب]

یداله

سلام ممنون که بهم سر زدی انشا اله همیشه موفق باشی

parsa

مردم اين شهر چقدر خوبند!!! ديدند كفش ندارم. برايم پاپوش درست كردند.... {وب تون خيلي عاليه} به ماهم سر بزن.منتظر حضور گرمت هستم

علی

رد پای ان کسی که ارامشم را گفت دنبال کردم به خودم رسیدم. سلام سلام خوبی دوست من وای چه خوشحالم که به من سرزدی ممنون مشکلی نیست من در خدمتم بابت تبادل لینک بای موفق باشی

علی

یه نگاهی به نظراتت کردم معلومه سرت خیلی شلوغ مواظب دلت باش