تقصیر من بود:

تقصیر من بود

که سراغ سایه را از خورشید می گرفتم

و سراغ تو را

از وسعت دور دریا ها

سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم

که هرگز تو را

حتی به خواب عبور هم ندیده بودند

تقصیر من بود

که نامت را با عطر ستاره

بر بالش شب می نوشتم

تا آسمان خواب هایم

بوی تو را داشته باشند

تقصیر من بود

که برای آمدنت فال می گرفتم

نباید گره خیال و خاطره را

از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردم

که رویای آفتابی تو

برای یک عمرعاشق ماندنم

کافی بود

/ 38 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابراهیم

سلام ممنونم منم عید رو به شما تبریک و تهنیت عرض میکنم ممنونم.[گل] خوشحالم کردی.[گل]

غريبه

خدایا ; هیچوقت یکی از بنده هاتو اونقدر آزمایش نکن که : بود و نبودت براش یکی بشه

نسترن

وایییییییییییییییییییییی همش تقصیر من بود

نامت را با عطر ستاره بر بالش شب نوشتم تا آسمان خواب هایم بوی تو را داشته باشند.......سلام دوست ارجمند واقعا زیبا ودلنشین ......برایت خواب های طلایی آرزو دارم ......موفق باشی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]......(پاییزفصل زیبا )

zahra

دلت تنگ یک نفر کــہ باشــہ تموم تلاشتُ هم کــہ بکنـے تا خوش بگذره و لحظــہ اے دل تنگیتُ فراموشش کنـے فایده نداره تو دلت تنگــہ دلت واســہ همون یــہ نفر تنگــہ تا نیاد تا نباشــہ هیچـے درست نمیشــہ...

محمد

سلام نفسم مرسی که بهم سر زدی[چشمک]

نیشا

از چہ مـے تـَرسے . . . ؟ از اشک هـآیـمـ ؟ از بـے قـَراری هـآیـَمـ ؟ نَتـَرس پـسَرک دیـوانگـیمـ مـُسری نـیس مـَن فـقـط عـآشقـَمـ

سوگند

سلام عزیز دلم وبلاگت خیلی زیباست

نیلوفر

تا آن هنگام که ستارگان میدرخشند جای نومیدی نیست تا آن هنگام که شبها بر برگها شبنم مینشانند و آفتاب چهره صبح را زرین میکند جای نومیدی نیست هرچند که سیل اشک بر گونه ها روان شود وقتی تو آه میکشی...بادها آه میکشند [گل] از وبلاگ من هم بازدید کنید [قلب]