حبس عاشقونه :

توی حبس عاشقونه

زندونم عمق چشاته

نمی خوام تبرئه باشم

چون لبم روی لباته

واسه اندام نجیبت

همه شاعر و اسیرن

واسه فتح رختخوابت

گربه ها هم گرگ پیرن

اما موهای رها تو

حتی اون بغض صداتو

حتی حرمت نگاتو

حتی نقش رد پاتو

منو ویرون می کنه باز

تو کویر التماسم

منو شهوت شقایق

من اسیر بغض یاسم

تو یه داسی تبرم باش

گریه های سحرم باش

من قنوت یه مناجات

تو بیا همسفرم باش

تو یه فصلی واسه مردن

تو یه بغضی واسه خوردن

تو یه رنگی واسه نقاش

آخرین ضربه من باش

/ 50 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهراد

سیرم از غصه[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

مهرداد

سلام نیلوفر خانم .اگه خواستی یه سر به وب من بزن. [چشمک]

رویا

سلام خوبی؟اگه ادرس این اقا مهرداد رو میخوای ادرسش=http://mehrdad619.blogfa.com/

سارا

پاییز که شد؛ به جُرمِ کم کاری اخراجش کردند؛ رُفتگری که عاشق شده بود؛ و برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد ... [دلشکسته]

سارا

[گل]ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻳﺎﻓﺘـــــــ ... ﻧـــﻩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﻧــــﻩ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﺢ

نسترن

هضمــش بــه مــا نمــي رســد، بــا ايــن همــه گــلو کــه پيشــش گيــر کــرده اســت!

مرتضی

سلام دیدمت ... بسیار زیبا هستی... تبریک به تو دوست من... شادیت آرزومه... درود

mari

شماهم باافتخارلینک شدی گلم

mari

سلام یلدات مبارک گلی خانوم شب خوبی داشته باشی

معین

الهی بمیرم واسه اون نگاهت که انقدر نجیبه عالی مینویسی[ساکت]