دفترم :

دفترم را باز می کنم

اولین صفحه حکایت از رفتنت دارد

به صفحات دیگر نگاه می کنم

تمام صفحات دفتراز نبودنت

از غم دوریت

از چشم انتظاریم

و از امید بازگشت ات پر کرده ام

تنها یک برگ سفید باقی مانده

برگی که برای آمدنت خالی گذاشته ام

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
siavash

دفتر مشق من امشب خاليست/چه كسي مشق من امشب گويد... قسمتي از شعر بابام بود

علی

بسیار خوب ممنون خسته نباشید التماس دعا

[ناراحت]

ماهان...اهواز

ای نفسهایت نسیم نیمخواب شسته از من لرزه های اضطراب خفته در لبخند فرداهای من رفته تا اعماق دنیا های من ای مرا با شور شعر آمیخته این همه آتش به شعرم ریخته چون تب عشقم چنین افروختی لا جرم شعرم به آتش سوختی

سید حسین

سلام خسته نباشید نماز روزه هاتون قبول باشه التماس دعا

محمد

شنیدی میگن ” خیلی دور ، خیلی نزدیک ” ؟ اولی دستامونه ، دومی دلامونه . . .

سارا

زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.[گل]