دلی که سینه زن هر شب محرم شد:

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

صدای هر تپشش ذکر یا حسینم شد

به یاد غربت یک لحظه تو این گونه

بساط گریه هر روز من فراهم شد

شبی که در دل من خیمه زد غم از هر سو

دلم حسینیه بغض و آه و ماتم شد

فدای زلف پریشان تو که بر نیزه

برای قافله سالار تو پرچم شد

فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد

حسین سایه تو از سر همه کم شد

همیشه هر شب جمعه امید دارم که

دوباره زائر شش گوشه تو خواهم شد

قسم به عشق که رنگ حسین می گیرد

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

 

سلام به همه خواهرا و داداشی های گلم 

امیدوارم که حالتون خوب باشه شرمنده که

مدت زیادی از همگی تون بی خبر بودم

بخدا دلم حسابی برا شما و وبم تنگ شده بود

میومدم نت ولی هر کاری می کردم نمی تونستم

وارد وبم بشم بعد هم که تونستم وارد وب شدم هر

کاری می کردم نمی تونستم مطلب بذارم خلاصه

که از اول محرم کارم شده بود بیام یه ساعتی پای نت

که اونم بی فایده بود تا امشب که نمی دونم معجزه شد

یا بخاطر نعمت بارون بود که تونستم مطلب بذارم

هر چند شبای زیادی رو برای التماس دعا گفتن از دست دادم

ولی هنوزم دیر نشده به همه تون التماس دعا دارم

/ 23 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
jojo72

خدایاخیلیادلموشکستن شب بیاباهم بریم سراغشون من نشونت میدم توببخششون!!!

هزاران گنج

بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان چشم هایشان دست هایشان مهربان است که دلت میخواهد یک بار در حقشان بدی کنی و نامهربانی وببینی نگاهشان، چشم هایشان ، دست هایشان وقتی نامهربان میشود چگونه است در نهایت حیرت، تو می بینی مهربان تر میشوند انگار بدیت را با خوبی نامهربانی ات را با مهربانی پاسخ می دهند چقدر خوب است تو را دارم ،تو که جزو این آدمهایی[قلب][قلب][قلب]

jojo72

بسلامتی اون لحظه ای که ازهمه دنیا دلت گرفته نه کسی روداری باهاش دردودل کنی... نه دلت میخواهدکسی روناراحت کنی... سکوت میکنی وتودلت میگی باشه (قسمت) منم این بود...!!

میترا

سلام وبت خوبه به ماهم سر بزن اگه موافقی لینکم کن مننون

هزاران گنج

سلام مهربانم اي راحت روانم ، دور از تو نا توانم باري ،بيا ، كه جانم در پاي تو فشانم گيرم كه من نگويم ،لطف تو خود نگويد: كين خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟ اي بخت خفته ،برخيز، تا حال من ببيني وي عمر رفته ،باز آي،تابشنوي فغانم اي دوست ،گاه گاهي مي كن بمن نگاهي آخر چو چشم مستت من نيز ناتوانم بر من هماي وصلت سايه از آن نيفگند كز محنت فراقت پوسيد استخوانم اين طرفه تر كه:دايـم تو با مني و من باز چون سايه در پي تو گرد جهان روانم كس ديد تشنه اي را غرقه در آب حيوان جانش بلب رسيده از تشنگي؟ من آنم خواهم كه يك زمان من با تو دمي بر آرم[گل][قلب][گل][بغل]

مرتضی

سلام دوست خوبم با چند کار جدید در محضرتان هستم... خوشحال میشوم منت بگذارید و ما را قابل بدانید.... ای دل ريش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من میروم لله معک تويی آن گوھر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار ھست شکی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدھم وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يک بگشا پسته خندان و شکرريزی کن خلق را از دھن خويش مینداز به شک چرخ برھم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم اگـر… دوست داشتـن را از تـو شروع نـمی کردم … . .

مرتضی

ای صبا امشبم مدد فرمای که سحرگه شکفتنم ھوس است از برای شرف به نوک مژه خاک راه تو رفتنم ھوس است ************************ با چهار کار جدید حضورتان هستم و خوشحال میشوم به وبلاگ من سر بزنید.