با عشق غوغا می کنم :

احساس می کردم که شب غم سر نمی آید

از آسمان خورشید روشن بر نمی آید

دیروز می گفتم در این گرداب وحشت زا

آرامشی که گم شده  دیگر نمی آید

امروز می بینم خدای مهربانی هست

که مهربانی هایش در باور نمی آید

وقتی که با او باشم اصلا حس نخواهم کرد

از دست های بسته کاری بر نمی آید

با عشق غوغا می کنم دیگر نگوکاری

از شعله های  زیر خاکستر بر نمی آید

 

دستهایم را به سمت آسمان تو بلند می کنم

می خواهم بدانی

دستانم خالیست

می خواهم بدانی

یک عاشق به جز یک دل اسیر ، هیچ به همراه ندارد

پس تو مرا به جرم بی سلاح بودن

به تیر زمانه نشانه نگیر

/ 26 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شنتیا

خوب بود..به منم سر بزن اگه خواستی لینکم کن تا لینک بشی

امیر

مرز عشق این روز ها شباهت زیادی به آدامس داره: اول شیرین... بعد دوست داشتنی... سپس تکراری و در آخر دورانداختنی!!!!

نفیر

سلام و احترام.. عید سعید باستانی رو پیشاپیش بشما وخانواده عزیزتون تبریک میگم.. خیلی شعر خوبی گذاشتین عالی بود ..مرسی.. نفیر یعنی : ناله ای که از درد جدایی برمیخیزه... (((کز نیستان تا مرا ببریده اند..... در نفیرم مرد و زن نالیده اند)))) اون شعر قبر کوچک من .. تو مطالب آذر ماهه.. لینکتون کردم با افتخار کامل موفق باشید

منیژه

یا محول الاحوال این بار تو را برای ظهور فرزند آن مادر پهلوشکسته می خوانیم حول حالنا الی احسن الحال

علی

ای صبح فرح افزا نوروز مبارک باد / ای نکهت شادی زا نوروز مبارک باد ای خوب و ای یکتا، نوروز مبارک باد / ای شوق و سرور ما نوروز مبارک باد . . .

علی

عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده ایم و عشق را کم داریم ای کاش که این عید ظهورش برسد اینگونه هزار عید با هم داریم اللهم عجل لولیک الفرج سال نو مبارک

شنتیا

سلام عیدتون مبارک..- تنهایی یعنی…. این همه اغوش برات بازه اماتوهمنو میخوای که بهت پشت کرده…..

مرتضی

یاد تو یاد تو یک نان گرم یک چای دلچسپ یک فانوس روشن که فتیله اش تا همیشه آبی خواهد سوخت در در گاه خانه ام یاد تو یک چپق در کنار کرسی در زیر سنگین ترین بهمن یاد تو یعنی من در خانه ام خودم را تا تو هُل می دهم ... ( نسرین بهجتی )

مریم

ممنون.......بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس