می نویسم :

می نویسم مانده ام در انتظار

ای که چشمت خواب را از من گرفت

می نویسم خسته ام از انتظار

می نویسم ، می نویسم یادگار

من نمی دانم چه داده ای به من

که چنین دل را سپردم دست تو

یا چه بود در آن نگاه آتشین

یا چه کرد با من دو چشم مست تو

من نمی دانم ، نمی دانم چرا؟

این چنین آشفته ام

 

/ 37 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
anaarman

زیبا بود دخی عالی مثل همیشه[ماچ][دست] آپم

yaser tak-par

سلام نیلور خانو وبلاگم آپدیت شده نظری داشته باشین با گوش جان می پذیرم karbala-hossein.mihanblog.com

از اوج فلک ستاره چیدن سخت است / دور از منی و به تو رسیدن سخت است ای دوست که بی تو زندگی زندان است / بدان که از تو دل بریدن سخت است(پاییزفصل زیبا)[گل][گل][گل][گل]

خسته ای دل شکسته

خیلی زیبا بود گلم خیلی وقتا آدم دلیل خیلی چیزا رو نمیدونه و بی دلیل و بی گناه میسوزه[گل][گل][گل][گل]

سارا

به من قول بده در تمامی سال هایی که باقی مانده تا ابـــــــــــــد مواظب خودت باشی دیگر نیستم که یاد آوریت کنم....[ناراحت]

سارا

فقط باش…. همین که هستی کافیست…! دور از من…..! بدون من….! چه فرقی میکند؟؟؟ گل میخری!! خوب است!! برای من نیست؟! نباشد!!! همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست….. دلخوشم به این حماقت شیرین….[ناراحت]

m:b

چه غم انگیز

فیامین

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]