دیرگاهیست که تنها شده ام

قصه غربت فردا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه زمن بی خبر است

که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم

همدم سردی یخ ها بودم

کاش چشمان مرا خاک کنند

تا نبینم که چه تنها شده ام



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩ | ۳:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.