بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم

تا بلرزد زیربازوهای سیمینت تنم

چهره زیبای خود را از رخ من وا مگیر

جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر

راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من

جست و جو کن عشق را در گرمی آغوش من

من تو را تا آسمان ها

من تو را تا بیکران ها

از زمین تا کهکشان ها

دوست دارم می پرستم

من تو را همچون اهورا

من تو را همچون مسیح ها

همچون عطر پاک گل ها

دوست دارم می پرستم

من تو را تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بی قرارم

من تو را با هستی خود با وجودم

عاشقم با خون خود با تارو پودم

من تو را همچون پرستو

یاسمن ها نسترن ها

من تو را با آنچه هستی

دوست دارم می پرستم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۸ | ٥:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.