آرزو دارم که روزی

زندگی را در کنارت شب کنم

تا به آغوشت در آن شب

بوسه بوسه شعله گیرم تب کنم

تا بپیچم چون گل پیچک

میان پیچ و تاب زلف تو

تا برویم چون گل سنگی

به روی صخره اندام تو

تا ببندم چشم خود را

تا بمیرم

تا زخود بی خود شوم

تا میان شعله های عشق پاکت

قطره قطره آب گردم گم شوم

آرزو دارم که روزی آرزویت من شوم

بغض گردم در صدایت

زیر چشمت نم شوم

آرزوهایم امید است و

نه یک رویای بی فردای سرد

می نویسم تا بدانی

عشق تو با قلب تنهایم چه کرد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٥ | ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.