روزها یکی پس از دیگری به پایان می رسند

و در پی روزها عمر من

خسته نباشی سرنوشت

می بینی

دست در دستان تو

تمام راه را بیراهه رفتم

شنیدم کسی می گفت

چشمانت را ببند 

اعتماد کن

به قیمت تمام روزهای رفته

چشم هایم را بستم 

اعتماد کردم

بهای سنگینی داشت اعتماد

چشمانم را باز کردم

چیزی به نام عشق 

در راه هم پا شدن با تو 

به تاراج رفته بود 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ | ۸:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.