امشب تمام خویش را از غصه پر پر می کنم

گلدان زرد یاد را با تو معطر می کنم

تو رفته ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست

ناچار این پرواز را این بار  باور می کنم

یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خسته ام

آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر می کنم

صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن

من هم ضریح عشق را غرق کبوتر می کنم

شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو

یک روز من این شعر را تا آخر از بر می کنم

گرچه شکستی عهد را مثل غرور ترد من

اما چنان دیوانه ام که با غمت سر می کنم

زیبا خدا پشت و پناه چشم های عاشقت

با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر می کنم

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٦ | ٦:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.