بعد رفتنت عزیزم بس که تنهایی کشیدم

قامتم خمیده از بس عشقتو به دوش کشیدم

تو غم بی هم زبونی هی می کشتم لحظه هامو

روی برگ های شعرم خالی کردم عقده هامو

خاطرت جمع هر جا باشی توی غربت یکی هست

خاطراتت زندگیشه اون غریبه خاطرت هست

اون که تو هفت آسمونش یه ستاره هم نداره

اون منم که دلخوشی شه  گل من کسی رو داره

مثل دیگرون نبودم سر راهت رو نبستم

می دونستم نمیای و چشم به جاده  بستم

خاطرت جمع تو دل من تو حسابت پاکه پاکه

این خطای دل من بود اون که افتاده به خاکت

تو روزهایی که نبودی نمی دونی چی کشیدم

صبح تا شب زخم زبون از هر غریبه ای شنیدم

گل من سرت سلامت تو که خوش باشی غمم نیست

این همیشه آرزومه پس دلیل ماتمم نیست

دیگه از گریه گذشته به جنون کشیده کارم

تو که خوشبختی عزیزم دیگه غصه ای ندارم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٠ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.