قاصدک غم دارم غم آوارگی و در به دری

غم تنهایی و خونین جگری

قاصدک وای به من ، همه از خویش مرا می رانند

قاصدک دیوانه و دیوانه ترم می خوانند

قاصدک دریابم

روح من عصیان زده و طوفانیست

آسمان نگهم بارانیست

قاصدک غم دارم

غم به اندازه سنگینی عالم دارم

قاصدک غم دارم

قاصدک دیگر ازاین پس منم و تنهایی

قاصدک حال گریزش دارم

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست

پستی و مستی و بد مستی نیست

می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست

شاید آن نیز فقط یک رویاست

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢۳ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.