بخواب آرام جان من

کنارت بودم و هستم

بخواب آرام من امشب چو

هرشب سخت هوشیارم

تمام هستی ام خوابی

برایت شعر می گویم

بخواب آرام تا فردا

که من مشتاق دیدارم

میان سینه ام بغضی

دل من گریه می خواهد

ز ترس بودن بی تو

زفکرش نیز بیزارم

دلم تنگ است می دانی

که بی تو هیچ و تنهایم

نگر بر تلخی ام بی تو

به این روز و شب تارم

چه می شد گر سحر می شد

دلم بی تاب روی تو

نوازش کن مرا هر دم

که من بی عشق بیمارم

به چشمانت قسم عشقم

که بی عشق تو می میرم

فدای پاکیت گردم

گل زیبا و بی خارم

تمام آرزوی من

بخواب آرام چون هستم

نوازش می کنم مویت

بخواب آرام ،بیدارم

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱۸ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

ما دو تا پرنده بودیم خونمون رو سقف ابرا

توی آسمون شادی بی خیال از فکر فردا

اما یک روز نمی دونم که ته افق چی دیدی

که گذشتی از من آسون تک و تنها پر کشیدی

توی این راه نرفته حالا من موندم و غم

تنم زخمی راهه یه دنیا درد و ماتم

رفیق آسمونی به کجا پر کشیدی

غم تنهایی رو تو چشمام ندیدی

با صدای غم گرفته توی تنهاییم می خونم

اگه رفتی از کنارم من به یاد تو می مونم

می دونی جدایی از تو برای من خیلی سخته

شب و روزم دیگه بی تو ساکت و تیره و سرده

تنم زخمی درده پروبالم شکسته

غم تلخ جدایی روی قلبم نشسته

رفیق نیمه راهم به کجا پر کشیدی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱ | ٧:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.