دیرگاهیست که تنها شده ام

قصه غربت فردا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه زمن بی خبر است

که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم

همدم سردی یخ ها بودم

کاش چشمان مرا خاک کنند

تا نبینم که چه تنها شده ام



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩ | ۳:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهاییم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آن که با آغاز من مانوس بود

لحظه پایانیم را حس نکرد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢۸ | ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

عشق گاهی از دوری بهتر است

عاشقم کرده ولی صبوری بهتر است

توی قرآن خوانده ام یعقوب یادم داده است

دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٧ | ٤:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

پیش روی من تا چشم کار می کند دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا ، دلم تنهاست


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٤ | ٩:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

عشق یعنی جسم وجانم مال تو

عشق یعنی پرسش از احوال تو

عشق یعنی از خودم من خسته ام

عشق یعنی من به تو دل بسته ام

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٤ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

اینجا آسمان ابریست آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز آنجا را نمی دانم

اینجا فقط رنگ است آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است آنجا را نمی دانم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٢ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

دلم از درد بی دردی گرفته

دلم از هرچه دلسردی گرفته

دلم از تو از من و از ماگرفته

دلم از این همه غوغا گرفته


 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد

عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد

آمدم تا از سر دلتنگی ام

گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد

نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم

سعی کردم فراموشت کنم اما نشد

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

کاش خبر از این دل تنگم داشتی

کاش خبر از غصه و آهم داشتی

این دل شده مبتلا به تو ای یار

کاش مرهمی برای دردش داشتی



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱٦ | ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

خودش اول نگاهم کرد خدایا

به صد خواهش صدایم کرد خدایا

گناه این جدایی گردن اوست

که او آخر رهایم کرد خدایا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱٦ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()

چرا امید بر عشقی عبث بست؟

چرا در بستر آغوش او خفت

چرا راز دل دیوانه اش را

به گوش عاشقی بیگانه خو گفت؟



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٤ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : نیلوفر | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.